حالت آرامش و سكونت براى انسان ايجاد مىكند، ذكر و ياد خدا است. قرآن مىفرمايد: «الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ آگاه باشيد كه با ياد خدا دلها اطمينان و آرامش پيدا مىكند» (رعد، آيه 28).
آرى اين خاصيت ذكر و توجه به خدا است و دعا و مناجات هم نوعى ذكر است. ازاينرو اگر با حال توجه و خلوص داشته باشد انسان بعد از تمام شدن آن احساس يك حالت سبكى و آرامش در خود مىكند. كسى كه درد دلش را با خدا در ميان مىگذارد به اين معنا است كه قلبا با خدا انس گرفته است و به او توجه پيدا كرده است. خداوند نيز وعده فرموده است كه: «هر كس با توجه به او رو كند، سخن او را بشنود و حاجتش را روا كند و دل و روحش را نورانى نمايد». آنچه بعد از اين حالت در خود احساس مىكنيد، حاكى از آن افاضه و توجه خدا نسبت به شما است. پس بايد شاكر باشيد و توجه داشته باشيد كه اين يك حالت مادي نيست؛ زيرا روح يك عنصر مجرد از ماده است و تصرفاتى هم كه از طرف حق در آن مىشود مادى نيست.
براي گام گذاشتن در اين راه، بايد ارتباط با خدا و بهره مندي از نفحات معنوي را تجربه كرد و اين تجربه را بارها تكرار كرد تا انسان حضور در محضر خدا را لمس كند. براي اين منظور گفته شده است در هر هنگام نمازها و هنگام حلال و حرام ها، يك الهام رحماني رو به سوي انسان مي آيد و او را به انجام آن كار نيك تشويق مي كند. اگر پاسخ مثبت داد اين الهامات رحماني بيشتر تكرار مي شود و انسان از وسوسه ها و اوهام شيطاني دور مي ماند.
اما اگر پاسخ منفي داد يا سستي كرد فرشته رحمت دور مي شود و شيطان وسوسه گر راه مي يابد و انسان از آرامش و ياد خدا دور مي شود. اين تجربه را مي توان در هنگام اذان براي نماز صبح و قبل از آن به خوبي حس كرد كه اگر بعد از بيداري، دوباره خواب را ادامه داديم خواب هاي پريشان و شيطاني رو به سوي آدمي مي آيد و كسالت روحي و آشفتگي وجود آدمي را فرا مي گيرد.
براى رسيدن به حالت آرامش و قرار روانى، توجه به نكات زير ضرورت دارد:
1- ناآرامى عوامل و زمينههايى دارد كه بايد شناسايى و زدوده شود؛ مثلاً گذراندن وقت به بيهودگى و انجام كارهاى بىهدف و بيهوده خود علّت تشويش و بىقرارى است. در مقابل خلوتگزينى، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و كسب معارف خود به خود آرامش ظاهرى و باطنى به ارمغان مىآورد.
2- برنامهريزى در امور زندگى و اختصاص اوقاتى براى تفريحات سالم و تهى از گناه، مثل راهپيمايى در فضاى روحبخش و شنا، در آرامش انسان تأثير شگرف دارد.
3- مشاورههاى علمى و تخصصى و نيز تغذيه مناسب در تقويت اعصاب و روان مؤثر است. گرسنگى شديد و مفرط و حتى پرخورى و زيادهروى در خورد و خوراك موجب ناراحتىهاى روحى و روانى مىگردد.
4- گناه و معصيت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى ناراحتىهاى روانى است. گناه يعنى خارج شدن از مسير خداوند. گناه به معناى برآشفتن و تيره ساختن درون و باطن است. روح آدمى با رسيدن به ساحل پاكى و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش مىرسد؛ چون روح با طهارت سنخيت دارد و با گناه ناسازگار است. از اين رو، گناه قرار را از انسان مىگيرد. هر گناه قبح فعلى و قبح فاعلى در بردارد. قبح و زشتى فعلى به مفاسد موجود در خود عمل مربوط است و قبح فاعلى به شرايط ذهنى و روحى گنهكار مربوط مىشود. شرايط ذهنى گنهكار عبارت است از داشتن روح تمرّد، طغيان، قانونشكنى و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنين روحى جز با ترك گناه به آرامش دست نخواهد يافت.
5- انجام واجبات و انس با خدا مخصوصاً نماز اول وقت و با جماعت
در واقع آرامش قلبى ثمره ياد خدا است: «فاذكرونى أذكركم»1. خداوند به ما دستور داده پيوسته وى را ياد كنيم و او را حاضر و ناظر بر احوال خود بدانيم. جريان حضرت يونس را كه مضمون نماز غفيله2 با ايشان ارتباط دارد، بررسى كنيد. وقتى گرفتارىهاى حضرت به بالاترين حد مىرسد، انس و ياد خدا او را از گرفتارىها مىرهاند: «لااله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين، فاستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين»3.
امام صادق(ع) مىفرمايد: تعجب مىكنم از كسى كه غمگين و نگران است و به فرمايش الاهى پناه نمىبرد؛ «لا اله الا الله انت...». چون خداوند به دنبال آن مىفرمايد: «فنجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين»4. خداوند به واسطه ذكر خودش حضرت يونس را از گرفتارىها نجات داد و هر مؤمنى را كه به اين ريسمان الاهى چنگ زند، نجات خواهد داد.
6- شركت در مجالس عمومى دعا مثل دعاى كميل، ندبه... .
برخى بزرگان مىفرمايند: هيچ مشكلى نداشتم مگر اين كه با دعاى توسّل حلّ شد.5
7- رفتن به زيارت اهل قبور و شهدا و ياد قبر و قيامت و برزخ و معاد و توجه به آرامگاه اصلى و ابدى، در رهايى از تألمات و ناراحتىهاى دنيوى مؤثر است. اصولاً توجه صِرف به دنيا و قطع توجه از آخرت و منزلگاه قبر و برزخ، اعراض و روگردانى از ياد خدا را در پى دارد و هر كه از ياد خدا اعراض كند، روزگارش تباه خواهد شد.
8- انجام اعمال مستحبّى كه شخص از آن لذت مىبرد، اگر با استمرار و مراقبه انجام شود، در طول مدت زمان متناسب، شخص را به قرار و آرامش مىرساند.
در مجموع، مىتوان گفت ناآرامى ريشههايى دارد كه بايد خشكانيده شود؛ آنگاه زمينه مناسب براى رسيدن به آرامش از راههاى عقلانى و شرعى فراهم مىآيد و انسان با توكل و اعتماد به منبع اصلى آرامش(خداوند) به مقصود دست مىيابد؛ «الذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذكرالله، الا بذكرِالله تطمئنّ القلوب»6.
در پايان توجه به اين نكته ضرورى است كه آرامش روحى مراتبى دارد و دستيابى به آن به تدريج حاصل مىشود؛ درست مانند ساير ملكات روحى كه با تمرين و گذشت زمان حاصل مىشود. رسيدن به آرامش نيز نيازمند طى اين مراحل است. اين مراحل بعضى جنبه سلبى دارد مانند ارتكاب محرمات كه دل را آلوده و در نتيجه ناآرام مىكند. كسى كه مىخواهد به آرامش واقعى دست يابد راهى ندارد جز اين كه در گام اول مطيع نواهى خداوند متعال شود و از آنچه حضرت حق نهى كرده اجتناب كند؛ و بعضى جنبه ايجابى دارد؛ يعنى بعد از اين كه دل از گرد غبار گناه پاك گرديد، مستعد پذيرش حقايق و ملكات پسنديده نفسانى مىشود و اين كار صرفاً از طريق انجام تكاليف الاهى و واجبات و مستحبات امكانپذير است. بنابراين، آرامش دل محصول عبوديت محض حق تعالى است و راهكار عملى آن نيز اجتناب از گناهان و انجام واجبات و مستحبات است و در هر زمانى به تناسب استعداد و توانمندىهايى كه انسان دارد، متوجه او مىشود.
1. بقره(2):152. .2. مفاتيح الجنان. 3. انبياء(21):.4 امالى شيخ صدوق، مجلس دوم.
5. مفاتيح الجنان، مقدمه دعاى توسل. 6. رعد(13):28.
نظرات شما عزیزان:
حالا در این شرایط میخواستم بگم که حیف دیگران از این وبلاگت استفاده نکنند و یاد عزیزشون نیفتن اگه میشه بیا به وبلاگم یه سر بزن نظرتو بگو و خواهشا در لینک زیر هم فقط عضو شو و هیچ کار دیگه ای نکن تا از جوائز زیر مجموعه هایم بهرمند بشی باشه مرسی که توجه کردی و اینو تا آخر خوندی
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
اینم لینک:http://www.zarads.com/?r=NzA2
تشکر از وب جالبي که دارين
بنده هم موسيقي و شعر دارم
اگه يه سر بزنيد سرافرازم ميکنيد
يه مطلب زدم در اول وبلاگ که به درد شما ميخوره
قربانت-مرسي-تشکر
فقط ميتوني با عضو شدن در اون مطالب رو بخوني خوشحال ميشم بياي و عضو شي خواستي تبادل لينك هم ميكنم موفق باشي